چرا؟

۱٫ حمل و نقل

سالیانه:

• ۳۰ میلیارد دلار مصرف بنزین

• ۲ میلیارد دلار واردات خودرو

• ۵ میلیارد دلار (۱ میلیون خودرو × ۵۰۰۰ دلار)

• ۵ میلیارد دلار نگهداری از ۲۰ میلیون خودروی فعلی

• ۵ م دلار هزینه‌ی نیروی انسانی راننده‌ی خودرو (حقوق راننده‌ی تاکسی، اسنپ، اتوبوس و…)

• ؟؟؟ هزینه‌ی توسعه‌ی راه، پل، تونل، دوربین، روشنایی، پلیس و…

• ۳ میلیارد دلار هزینه‌ی نگهداری از راه‌های فعلی

• هزینه‌های تصادفات (بیشتر از ۲۰۰ هزار تصادف، ۱۶ هزار کشته و ۱۵۰ هزار مجروح)

• ؟؟؟ هزینه‌ی توسعه‌ و نگهداری اتوبوس و مترو

مجموع اینا بیشتر از ۶۰ میلیارد دلار در سال برای مردم شهرنشین و دولت بشه یعنی میانگین نفری ۱۰۰۰ دلار یا ماهیانه ۱ میلیون تومن (کاری با جنس هزینه ندارم) به علاوه‌ی ترافیک و اتلاف وقت (میانگین نفری ۱۲۵ ساعت) و اعصاب‌خوردی، آلودگی هوا و صوتی، تصادف و صدمه‌ی جانی.

اینا هزینه‌های روزمره‌ی حمل‌و‌نقل زندگی شهریه. چرا هنوز بشر سعی می‌کنه این روش حمل‌و‌نقل رو توسعه بده؟ راه بهتری واسه رفت‌و‌آمد نیست؟ چرا آسفالت؟ چرا خودرو؟ چرا انقدر تراکم و باز هم فاصله‌های چندین کیلومتری؟ چرا خونه‌سازی سه‌بعدی و راه‌سازی دو‌بعدی؟ چرا شهر بهتر از روستاس؟ هرچقدر این روش بهبود پیدا کنه خوبه ولی نیاز به تحول داره. مثل خودرو در برابر درشکه، سایت در برابر روزنامه، دیجی‌کالا در برابر مغازه، اسنپ در برابر آژانس، کارت در برابر پول نقد، موبایل در برابر تلفن در برابر نامه.

۲٫ خونه

بدیهیه یه مهندس با میانگین حقوق ۵ میلیون تومن یا باید ۱۰ سال هیچی نخوره، هیچی نپوشه، هیچ‌جا نره، هیچی نخره، که بتونه یه خونه‌ی ۵۰ متری یه جای متوسط تو تهران بخره یا باید حداقل ماهی ۲ تومن اجاره بده که در این صورت چیزی نمی‌مونه که پس انداز کنه.

بعد تو اون خونه اینا لازمه:

یخچال، گاز و مایکروویو، لباس‌شویی، تلویزیون، کولر گازی:

۱۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۸ = ۳۸ میلیون تومن

به علاوه، هرچیزی که خریده می‌شه میانگین ۲۰٪ قیمتش بابت هزینه‌ی ملکشه. (ملک ارائه‌ی محصول از مواد اولیه تا محصول نهایی و ملک‌های مسکونی صاحبان زنجیره‌ی تامین محصول)
اون دفتری که مهندس توش کار می‌کنه ماهی ۵۰۰ تومن اجارشه (و معمولا دو سوم روز خالی و بی‌استفاده‌ست) که کارفرما حسابش کرده.
تا این‌جا از حقوق ۵ تومنی ۲ تومنش رفت واسه اجاره‌ی خونه، ۲۰٪ اجاره‌ی بقیه خریدا بقیه‌ش هم بابت حمل‌و‌نقل، بیمه (۳۰٪ حقوق)، مالیات (۱۰٪ حقوق) و… می‌ره.

با این که تراکم واحدها و طبقات هر روز بیشتر می‌شه و هم‌زمان ۵۰ میلیارد دلار واحد مسکونی خالی وجود داره (با بهره‌وری ۰)، عرضه و تقاضا این قیمت رو برای زمین مشخص کرده و هزینه‌ی ساخت ملک با بتن، بلوک، تیرچه و… بالاست. تو ایران به ازای هر نفر بیشتر از ۲۰۰۰۰ متر مربع زمین هست که تقریبا مجانیه ولی انقد تهران جذابه که حاضرن کلی هزینه بدن نفری ۲۰ مترشو داشته باشن!

مثل پست قبلی به مردم بگی چه خونه‌ای می‌خوای می‌گن بزرگ، دسترسی راحت، مقاوم، با ویو و امکانات و…

خارج از چارچوب فکر کنیم.

۳٫ آموزش

هر روز ۷ صبح الی ظهر و بعدازظهر و کلاس فوق‌العاده و معلم خصوصی و تحقیق و آزمایش و امتحان و تست و کنکور و… بدون هدف فقط می‌خونیم که هم‌سطح جامعه بشیم، یکم بالاتر از میانگین! این همه آدم با استعدادهای مختلف تو شرایط آموزشی مختلف درس می‌خونن بدون این که بدونن چی براشون بهتره! مثل اینه که برنامه‌نویس بشه کفاش، کفاش بره سر زمین برنج، کشاورز بشینه پشت کامپیوتر کد بزنه!

تعداد مدال‌های المپیادی و رتبه‌های برتر کنکورم که مشخصه از کدوم مدارسه.
بودجه‌ی ۵۶ هزار میلیاردی آموزش و پرورش و هزینه‌های کلاس و کتاب ۱ میلیون دانش‌آموز مدرسه‌های غیرانتفاعی و هزینه‌های عجیب و غریب ۴ میلیون دانشجوی بخش خصوصی نتیجه‌ش می‌شه فرار بهترین خروجی‌های علمی و موندن کسایی که زمان و پول خودشون و کشور رو برای به دست نیاوردن تخصص خرج کردن. بهره‌وری این سیستم رو حساب کنیم به صفر میل می‌کنه!

جاهای دیگه که شرایط بهتره هم برای مهندس یا دکتر شدن باید ۲۰ سال درس بخونن! که ۲۰ سال از دانششون استفاده کنن! داشتن حداقل سواد هم بیشتر از ۱۲ سال زمان نیاز داره، زمانی که داره صرف می‌شه تا هر کس همه‌چیزو یه ذره یاد بگیره. از انتگرال و ترکیب کووالاتسی و امواج الکترومغناطیس و تقسیم دی‌ان‌ای و ویل دورانت و ادیسه گرفته تا هر چی که دم دست باشه.

وقتی بهترین سن برای یادگیری زبان دوم، ۷ سالگیه و بیشترین قدرت پردازش و حافظه، تو ۱۸ و ۲۲ سالگیه، ما از ۷ سالگی همه‌ی دروسی رو که نمی‌فهمیم می‌خونیم، تخصصیارو تو قبل ۱۸ سالگی می‌خونیم، بین ۱۸ و ۲۲ خوش می‌گذرونیم بعد ۲۲ هم زبان می‌خونیم! یعنی بیشتر از ۲۰ هزار ساعت از زمان رو برای آموزش به بهترین شکل هدر میدیم!

نهایت استفاده‌ای که از تکنولوژی توی آموزش می‌کنیم هم اینه که بعضی کتابارو تو گوشی و تبلت داریم.

۴٫ انرژی، آب، زباله، آلودگی و…

• میانگین ۲۶۷۴ کیلووات‌ساعت مصرف برق هر نفر هست که قیمت واقعیش ۲۶۷ دلار میشه ولی ما ۲۶۷ هزار تومنم نمی‌دیم! البته با میانگین جهانیش زیاد فاصله نداره ولی ما از شوفاژ و کولر آبی هم استفاده می‌کنیم.

• مصرف آب آشامیدنیمون ۸۰٪ بیشتر از میانگین جهانیه، ۹۰٪ کل مصرف هم تو کشاورزیه که این یه مشکل جهانیه.

• روزانه ۹۰۰۰ تن زباله (دو برابر میانگین جهان) به ارزش ۵۰۰ میلیارد تومان فقط تو شهر تهران به خاطر دورریز مواد غذایی و بسته‌بندی و…!

• کلا دو سه هفته در سال هوای پاک داریم! ۹۵٪ سنسور‌های سنجش صوت هم که همیشه تو وضعیت آزاردهنده و خطرناکن!

• روند رو‌به‌رشد مصرف فست‌فود و چربی‌های مفید و غیرمفید و نرسیدن مواد مورد نیاز به بدن!

• اینا مسائل ملموس همه‌ی جهانه ولی ما توشون پیشرو هستیم! مسائل ناملموس مثل بیماری‌های ذهنی هست که تو شاخص‌های جهانی بهتر معلومه!

• خیالم راحت شد به اندازه‌ی کافی غر زدم! ولی راه حلش چیه؟ اجلاس فلان تو پاریس به خاطر آلودگی هوا؟ کمپین فلان تو کیپ تان به خاطر بحران آب؟ یا سخن‌رانی‌های قشنگ توی تد؟ چرا حتی سرعت بد شدن کم نمی‌شه؟ چرا هر چی شهرنشین‌تر، ماشینی‌تر و پیشرفته‌تر می‌شیم این عددای بد کمتر نمی‌شن؟

۵٫ پیش به سوی آینده

انقلاب نوسنگی که ۱۱ هزار سال پیش بعد از کشف کشاورزی و دامداری اتفاق افتاد، ‌یا اختراع ماشین بخار و انقلاب صنعتی در قرن ۱۸ یا پیشرفت علومی مثل پزشکی یا اکتشافی مثل برق یا اختراعی مثل تلفن، تغییرات بزرگ و مستقیمی تو سبک زندگی همه مردم داشته. مثلا خیابون‌هامون رو طوری طراحی می‌کنیم که ماشین‌های بیشتر، سریع‌تر حرکت کنند!

انقلاب الکترونیک و ارتباطات تو قرن ۲۰ و ۲۱ چه تأثیری داشته؟ به جز اینکه نیاز به حمل‌و‌نقل رو بیشتر کرده و ماشینایی رو ساختیم که توانایی حرکت با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعت رو دارن و باهاشون با سرعت درشکه‌های قرن ۱۸ در خیابونایی حرکت می‌کنیم که خودمون ساختیم.

بخوام دقیق‌تر بگم، اعتقاد دارم الان زمان استفاده از این تکنولوژی‌ها برای یک تغییر اساسی و زیرساختیه. الان باید از روبوتیک، اینترنت اشیا، ارتباطات پر سرعت راه دور و نزدیک و … استفاده کنیم تا سبک زندگی جدیدی بسازیم. شهری بر پایه تکنولوژی و بر اساس نیازهای انسانی و اهداف آینده‌نگرانه! مسایلی که تو ۴ پست قبلی مطرح کردم و بسیاری مشکلات دیگه با این روش به کلی یا با درصد بالایی قابل حله.

نمونه‌ی ساده و با دید تجاری کوتاه مدت، مصدر سیتی (تو یوتیوب ویدئوهاش هست) هست که تو ابوظبی اجرا شده، با این هدف که شرکتش بتونه جاهای دیگه‌ی دنیا نیروگاه خورشیدی بفروشه.

اگر هر امکاناتی که وجود داره رو استفاده کنیم و یه شهر از صفر بسازیم چه شکلی باید باشه؟ چه شکلی خرید می‌کنیم؟ چه شکلی سفر می‌کنیم؟ آب و هواش چه جوریه؟ تهویه خونه چه جوریه؟ معماری خونه‌ها چه جوریه؟ برای خرید یا اجاره خونه محدود به گزینه‌های خاصیم؟ قرض گرفتن کتاب از کتابخونه چی؟ قبض برق میاد؟ تأمین آب شرب و گرم و سرد وظیفه کیه؟ برای نون باید صف وایسیم؟ شماره کارت و رمز دوم هم لازمه؟

اصلا اسمش میشه شهر؟ یا روستا؟ یا یه چیز دیگه؟

تغییری که در عصر روشنگری، نسبت به قرون وسطی و مفاهیم علمی و فلسفی مذهبی‌ها ایجاد شد، الان تکنولوژی در مقابل سرمایه‌دارانی که صاحب خودروسازی‌ها و نفتی‌ها هستند، ایجاد کرده. خودروسازها دوست دارند خودروی بیشتری بفروشند نفتی‌ها دوست دارند ما انرژی بیشتری مصرف کنیم و الان تکنلوژی‌من‌ها دوست دارند مشکلات واقعی و غیرواقعی بیشتری رو حل کنند. آیا ارزشی که ایجاد کردند به اندازه‌ی ارزش چند ده تریلیون دلاریشون هست؟

۶٫ سال ۱۴۱۰ چه شکلیه؟ رویای آرمان شهر

تصوری که من از یک شهر آرمانی دارم، در تمام ابعاد با دنیای فعلی متفاوته!
مهم‌ترین تغییر، سیستم حمل‌و‌نقله. جا‌به‌جایی بار و انسان با ماشین‌هایی انجام می‌شه که خیلی ساده‌تر از ماشین‌های امروزیه و در عین حال به سیستم‌های متمرکز و غیر متمرکز هوشمند متصله. این ماشین فقط می‌تونه در چهار جهت حرکت کنه، به اندازه‌ی بار یا دو نفر جا داره، توی مسیرهایی که در طبقه‌ی زیر شهر هست به صورت اتوماتیک حرکت می‌کنه، دورترین نقاط در شهری به اندازه‌ی تهران ۱۵ دقیقه فاصله دارن، فضای کمتری اشغال می‌کنه، وزن خیلی کمتری داره، باتری نداره و…
بعد از اون، خونه‌ها و نحوه‌ی ساختشونه. بر اساس نیاز شما، متراژ، تعداد اتاق خواب و… پلن‌هایی تولید می‌شه و بعد از انتخاب، به همون شکل با مصالحِ ماژولارِ سبک و مقاوم ساخته می‌شه و طراحی داخلی هم با سلیقه‌ی انتخابی و منحصر به فرد پیاده می‌شه. امکان دیدن و حرکت داخلش با واقعیت مجازی امکان‌پذیره و می‌شه حسش کرد.
توی یه خونه که قفل در، تهویه، نورپردازی و… هوشمنده، خرید هم هوشمنده! کافیه به خونه بگیم “یه موز بده” تا سفارش خرید ثبت بشه، از انبار اتوماتیک مرکزی خارج بشه و با ماشین‌های اتوماتیک داخل خونه تحویل داده بشه و مبلغش از حساب شخص یا سرپرستش کم بشه. تحویل نون، غذا، تحویل و پس دادن کتاب به کتاب‌خونه، بیرون بردن زباله، خدماتی مثل خشک‌شویی و بی‌نهایت سرویس دیگه به صورت اتوماتیک با همین زیرساخت و با ۳ نوع ماشین انجام می‌شه. دیگه لازم نیست جاروبرقی داشته باشیم چون جاروبرقی‌های اشتراکی در عرض ۲ دقیقه در دسترسه.
آموزش‌ها به صورت آنلاین، با سرعت و توانایی هر شخص و با مسیری که با علاقه‌ی دانش آموز تنظیم می‌شه، جلو میره و کلاس برای کارهای تیمی و رفع اشکاله. یادگیری کاملا شخصی‌سازی شده و استعدادها و علایق خیلی سریع‌تر پیدا می‌شه.
با تجمیع سیستم‌های گرمایش و سرمایش هوا و آب و رسوندنش به هر واحد بر اساس نیاز، مصرف انرژی به‌شدت پایین میاد.
وقتی هر نوع ماده‌ی غذایی، خیلی سریع، در هر زمان، در دسترس باشه امکان استفاده از هر نوع رژیم غذایی رو ممکن می‌کنه.
شکل و اندازه‌ی بسته‌بندی‌ها تغییر می‌کنه و زباله‌های تولید شده راحت‌تر بازیافت می‌شن.
تصمیم‌گیری‌ها و انتخابات با بلاک‌چین انجام می‌شه و اگر قانون اجازه بده مالکیت‌ها هم به صورت بلاک‌چین منتقل می‌شه.
فروشگاهی وجود نداره و فقط برای محصولاتی (و خدماتی) وجود داره که نیاز به حضور فیزیکی هست مثل آرایشگاه، خدمات پزشکی، و رستوران.
چقدر طول می‌کشه تا نسخه ۱ از این شهر آماده‌ی سکونت بشه؟
اگر تفریح و شغل هم داخلش باشه چه نیازی هست که به جای خاصی نزدیک باشه؟ دبی ۶۴ کیلومتر ساحل داره و ما فقط ۴۷۰۰ کیلومتر ساحل در جنوب ایران داریم، چرا استفاده نکنیم؟